مير محمد اكبر بن محمد شاه ارزانى

717

طب اكبرى ( فارسى )

[ 1004 ] تنبيه : اگر ماده به جانب روده مايل بود ، مسهل دهد اما خفيف . و اگر به سوى گرده و مثانه مايل باشد ، مدرّات دهند . و اگر به فضاى جوفى رو نهد ، به علاج استسقآء زقى تدارك كنند . « و هذا اصعب و اعسر كما لا يخفى » . [ 1005 ] فصل [ يازدهم ] : در بثور سطح كبد اين علت ، نادر الوقوع است . و علامت وى آن است كه حرقت و سوزنش در جگر پيدا بود . و آنچه سوء مزاج گرم مذكور است پديد آيد . و باشد كه بر پوست آن موضع نيز بثور ظاهر شود . و باشد كه قشعريره و نافض افتد . علاج : آنچه در سوء مزاج حار مادى ذكر يافته از فصد و اسهال و ادرار و تبريد ، تدبير اين است . و بايد كه اشربه و اغذيه به حسب حاجت به كار برند و اللّه اعلم . [ 1006 ] فصل [ دوازدهم ] : در خفقه الكبد اين علت آن است كه جگر بطپد و به حركت اختلاجى متحرك شود و وى نيز نادر الوقوع است ؛ لهذا اكثر كتب از اين دو مرض خالى است . و سبب اين علت ، وقوع سدّه است در جگر . و علامتش آنست كه بعضى اوقات دريابد آدمى جگر خود را كه مىجهد و پندارد كه ناقرى نقر « 1 » مىكند آن را . و اين كيفيت ، لحظه‌يى بماند و زايل شود و هنگام زوال آن حالت ، تصاعد ابخره به سوى سر محسوس گردد . و باشد كه در خفقه ، المى تمددى پديد آيد در جگر . و باشد كه پيشانى عرق كند . علاج : براى تفتيح سدّهء كبد ، سكنجبين بزورى كه در وى ماميران و زعفران و راوند و مانند آن مفتحات مناسبه باشد بدهند . و جهت تنقيهء خلط ، اذخر و كشوث و اقحوان و شاهتره و افسنتين و غافث به كار برند و آنچه در سدّه گفته شد به حسب حاجت استعمال نمايند .

--> ( 1 ) . نقر ، دميدن در چيزى مانند شاخ گاو است كه آن چيز را ناقور گويند . م .